اندازه بزرگ اندازه كوچك
نطنز نگین کویر
    به وبلاگ نطنز نگین کویر خوش آمديد
 

  00:00:00 ليست مطالب:
تحفه نطنز
 
  • داستان‌های بادآورده - 1
  • تحفه نطنز
  • ادبیات (14) / احمد غلامی


  • هفت سال بعد از به‌‌دنیا آمدنم، پدرم و مادرم هر دو با هم مرا بردند اداره ثبت ‌احوال «نطنز» که آن موقع خیلی کوچک و فقیرانه بود و یکی، دو تا کارمند بیشتر نداشت. ما روی یک نیمکت چوبی که بیرون اتاق بود نشسته بودیم منتظر، که صدایمان کنند برویم تو. من خیلی گریه می‌کردم و می‌خواستم بروم با بچه‌ها توی کوچه بازی کنم و پدرم هی به مادرم غر می‌زد: «زن این بچه چرا اینجوری می‌کنه!» مادرم صورتش را می‌آورد جلو و می‌گفت: «آروم ‌باش بریم خونه خدمتت می‌رسم.» آن‌وقت‌ها نمی‌توانستم به پدرم بگویم که آینده بدی در انتظارم است که موجب می‌شود مسیر زندگی‌ام از گلابی‌ها عوض شود. از داخل دفتر پدرم را صدا زدند اما پدرم گوش نداد. مادرم گفت: «انگار مارو صدا می‌زنند.» پدرم گفت: «نه بابا من که سلامی نیستم...» اما چون مادرم آدم باهوشی بود و می‌دید به جز ما آنجا کسی نیست، رفت و گفت: «با ما کار دارین!» پیرمرد عینکی که لپ‌هایش از تو به هم گره خورده بود و عینکی ته‌استکانی به چشم داشت، گفت: «بله همشیره بفرمایین تو!» مادرم به پدرم گفت: «با ما هستن!» هر سه بلند شدیم که برویم داخل! من تا دفتردار ثبت را دیدم، عقب‌عقب رفتم و برگشتم و پا گذاشتم به فرار. پدرم فریاد زد: «بگیرینش این چموش‌رو...» مادرم آمد و دستم را گرفت و من گریه‌کنان رفتم توی اتاق. پیرمرد دفتردار گفت: «ماشاالله ماشاالله پسرم چه بزرگ شده!» مادرم گفت: «نوکر شماست!» پیرمرد شکلاتی از روی میز برداشت و گفت: «بیا پسرم نمی‌خواهیم ختنه‌ات بکنیم که!» همان‌طور که یک انگشتم توی سوراخ بینی‌ام بود، شکلات را قاپ زدم و فرار کردم گوشه اتاق و روی صندلی نشستم تا خوب تغییر سرنوشتم را ببینم. پیرمرد دفتردار با تانی شناسنامه‌ای بیرون آورد و آن را ورق زد، آستین‌هایش را بالا زد و با خودنویسی در دست خم شد روی آن و گفت: «بسم‌الله الرحمان الرحیم، بفرمایید اسمش را.» پدرم سینه‌اش را صاف کرد و گفت: «اردلان گلابی!» پیرمرد ننوشت. سرش را آورد بالا و گفت: «مبارک است جانم. برای اینکه اشتباه نشود، دانه به دانه بگویید...» پدرم مکثی کرد و گفت: «چشم.» پیرمرد دوباره گفت: «اسم.» پدرم گفت: «اردلان.» پیرمرد با نهایت دقت و حوصله، با خودنویسی که دمش راه‌راه بود و مثل جیرجیرک صدا می‌داد، اسم مرا نوشت و سرش را بلند کرد و گفت: «شهرت.» پدرم گفت: «بله.» پیرمرد دفتردار گفت: «شهرت.» پدرم هاج و واج مادرم را نگاه می‌کرد و از او کمک می‌خواست. مادرم گفت: «شغلتو میگه!» پدرم گفت: «کارگر راهسازی.» پیرمرد گفت: «خسته نباشین جانم! فامیل‌تان را پرسیدم!» پدرم خجالت کشید و درجا اعتماد به نفسش را از دست داد. این‌بار دیگر سینه‌اش را صاف نکرد، گفت: «گلابی.» پیرمرد دفتردار سرش را بالا آورد و گفت: «چلابی!» مادرم گفت: «نه آقا گلابی.» پیرمرد گفت: «آقای غلابی!» پدرم که هاج و واج نگاه می‌کرد، گفت: «نه قربان... گلابی.» پیرمرد ناراحت شد و سرش را از دفتر بلند کرد و گفت: «بله فرمودند.» پدرم خواست دوباره حرفی بزند که پیرمرد گفت: «خسته نباشی جانم!» و چون پدرم فکر کرد دارد به بی‌سوادی او اشاره می‌کند، دوباره اعتماد به نفسش را از دست داد و ساکت ماند. من زل زده بودم به خودنویسی که صدای جیرجیرک می‌داد و سرنوشت مرا گند می‌زد. پدرم دانه‌دانه با بدبختی مشخصاتی را که پیرمرد می‌خواست گفت و کم‌کم اعتماد به نفسش را به دست آورد. پیرمرد دفتردار با حوصله و تانی می‌خواست تمام مشخصات را وارد دفتر کند. پدرم که مرخصی ساعتی گرفته بود و عجله داشت که برگردد، گفت: «اجازه می‌دین بنده مرخص شوم؟» پیرمرد سرش را بالا آورد و گفت: «خسته نباشین جانم الان تموم میشه.» معلوم بود فکر می‌کرد اگر پدرم برود، پول بی‌پول. پدرم آنقدر این‌پا آن‌پا کرد که کار تمام شد. پول چای را داد، شناسنامه را گرفت و داد به مادرم و با عجله رفت. من و مادرم هم سلانه‌سلانه برگشتیم خانه. شب وقتی پدرم آمد خانه به مادرم گفت: «شناسنامه اردلان رو بیار.» مادرم گفت: «واسه چی؟» پدرم گفت: «می‌خوام ببینمش.» مادرم رفت و شناسنامه را آورد و داد دست پدرم. اول گونه‌های پدرم سرخ شد، بعد گوش‌هایش و بعد فریاد زد: ‌«زن شناسنامه مردم رو چرا اشتباهی آوردی؟» اما خیلی طول نکشید که پدرم و مادرم مرور کردند و دیدند اول پدرم شناسنامه را گرفت و بعد تحویل داد به مادرم و کس دیگری آنجا نبود که شناسنامه‌اش اشتباه شود. مادرم گفت: «چی ‌شده؟» پدرم گفت: «هیچی اسم اردلان رو نوشته ‌اسد.» مادرم گفت: «الهی شکر از اردلان که بهتره.» پدرم با غیض نگاهش کرد و گفت: «اسمش به جهنم.» فامیلی‌اش رو هم اشتباه نوشته!» برق از چشم‌های مادر پرید. گفت: «وا چی نوشته.» پدرم گفت: «سلامی!» مادرم گفت: «بقیه‌اش چی؟» پدرم گفت: «بقیه‌اش درسته.» مادرم گفت: «از بس عجله داری! این همه جاده کشیدی کجا رو گرفتی وامیستادی حداقل بچه‌ات بدبخت نمی‌شد.» مادرم تقریبا آینده مرا حدس زده بود. پدرم که دید پیرمرد دفتردار گند زده اعتماد به‌ نفس ازدست‌رفته‌اش را به‌دست آورد و گفت: «بذار، فردا بیچاره‌اش می‌کنم.» اما این اتفاق نیفتاد. پدرم صبح با عجله رفت سر کار و الان 50 سال از آن ماجرا می‌گذرد و پدرم وقت نکرده است برود و پیرمرد دفتردار را که الان در سینه قبرستان آرمیده بیچاره کند. اگر مادرم یک گواهی از اداره ثبت احوال نمی‌گرفت که گلابی همان سلامی است که دیگر نور علی نور بود.
    نام: اسد، نام خانوادگی: سلامی، ارسالی از: زندان قزلحصار کرج
  نوشته: نطنزی  تاريخ نگارش: سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳٩٠ ساعت: ۸:٤۸ ‎ق.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
کلهرود روستای که از توابع نطنز بود.
 

نقل شده است اهالی این روستا از طایفه بنی اسد میباشند که در واقعه کربلا حضرت زین العابدین (ع) جهت جمع آوری اجساد همکاری داشته اند و سپس به امر آن حضرت راهی ایران می شوند و در حوالی کلهرود فعلی ساکن میشوند. این منطقه خوش آب و هوا می باشد و رودخانه ای از وسط آن عبور میکند و چون آن طایفه در یک طرف رودخانه ساکن می شوند، درطرف دیگر افراد دیگری از سه و سایر نقاط سکونت می گزینند که به کلهرود مشهور می شود. تا قبل از سال 75 از توابع نطنز بوده و از سال73 به بخش برخوار الحاق می شود. کلهرود از 4 محله تشکیل شده که امروزه تقریبا بهم وصل شده اند. کلهرود دارای دو حمام است که توسط ذغال سنگ و نفت گرم می شود. در کلهرود غاری وجود دارد که در ایام تعطیلات بسیاری از گردشگران از این غار دیدن می کنند.

  نوشته: نطنزی  تاريخ نگارش: دوشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٩ ساعت: ٧:٠۳ ‎ب.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
تحفه‌ای به نام نطنز/ گزارش آنلاین از نطنز
 

سه سال پیش بود که برای نخستین بار به نطنز رفتم. با گروهی از دوستان روزنامه نگار به کاشان رفته بودیم که خیلی اتفاقی به مدیر میراث فرهنگی شهرستان نطنز برخوردیم و به دعوت توأم با اصرار او راهی نطنز شدیم.

  نوشته: نطنزی  تاريخ نگارش: یکشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٩ ساعت: ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
مسجد جامع و آرامگاه شیخ عبدالصمد در نطنز از شاهکارهای دوره ایلخانیان
 

معرفی 

پیرامون کرکس کوه یکی از نواحی خوش آب و هوای اصفهان بنام نطنز قرار دارد که از شمال به آران و بیدگل و کاشان و از جنوب به اصفهان و از شرق و شمال شرقی به اردستان و از مغرب به قمصر و جوشقان و میمه محدود می باشد. 

در ورای باغستان های سرسبز مرکز شهر مناره ای سر به فلک کشیده و گنبدی هرمی شکل در کنار آن قرار دارد. این مناره بخشی از مجموعه مسجد جامع و آرامگاه عالم ربانی و عارف سده هشتم هجری قمری شیخ نورالدین عبدالصمد اصفهانی نطنزی و سردر خانقاه او می باشد و آثار بجای مانده در نوع خود بی همتاست. این مجموعه که شامل شبستان هشت ضلعی گنبدار مسجد و آرامگاه شیخ عبدالصمد و سردر خانقاه و مناره مرتفعی است به استثنای شبستان کنبدار که از بناهای دوره دیلمی است. بقیه مربوط به دوره ایلخانان مغول می باشد که در فاصله سالهای 407 تا 527 هجری قمری بنا گردیده است. 
در مجموعه ناصری نسخه خطی (2) پس از آوردن شرحی درباره اوضاع طبیعی و جغرافیایی نطنز از مسجد جامع یا مسجد جمعه چنین یاد کرده است. 
از آثار قدیم نطنز مسجدی دارد بنام مسجد جامع که در دالان مسجد مناری ساخته شده که در اغلب شهرهای ایران چنین مناری ساخته نشده و در سفرنامه تهران به شیراز نظام الملک (3) نیز شرحی درباره این مجموعه مندرج است. نظام الملک و همراهان روز 21 شوال 6131 هجری قمری با کالسکه از تهران حرکت و پس از پانزده روز جمعه 72 شوال به ده آباد نخستین آبادی نطنز وارد می شوند و از آنجا به خالدآباد و بادرود می روند. صبح شنبه 82 شوال از بادرود به خفر و تصمیم می گیرند که از شهرستان نطنز بازدید نماید و از مجموعه مسجد جامع بازدید می نمایند. 

وضع کنونی مسجد جامع

مسجد کنونی از شبستان هشت ضلعی گنبد داری که بر صحن است و چهار ایوان اصلی و نمازخانه و دهلیزهایی که اضلاع صحن را به یکدیگر می پیوندند تشکیل گردیده و مصالح بکار رفته در آن، آجر و آهک و پوشش گچ می باشد. 
مسجد دارای سه ورودی است. یکی جنوبی و دو شمالی که ورودی های شمالی حیاط بوده ولی ورودیهای جنوبی دالان به نسبت وسیعی است به طول 28 / 61 که با دوازده پله وسیع به سطح کوچه جنوبی می رسد و این اختلاف سطح موجب گردیده که بخش جنوبی مسجد در گودی قرار گیرد. 
مسجد به سال 407 هجری قمری به دستور خلیفه فرزند حسین ماستری و به کوشش شمس الدین محمد بن علی نطنزی بنا گردیده است. ورودی جنوبی مسجد دارای طاق یا سردر نسبتا مرتفعی است که علاوه بر ورودی طرفین آن را دو طاقنمای تزئینی فراگرفته و کتیبه مورد اشاره به طور کمربندی بالای در ورودی و دو طاقنمای مذکور قرار گرفته است. ستونهای دو طرف سردر که آجری است و بخشی از آن مورد مرمت قرار گرفته شامل دو طاقنمای تزئینی در دو طبقه است که در فاصله بین طاقنماهای زیر و رو سنگ نبشته ای نصب شده است. سنگ نیشه سمت چپ فرمان شاه عباس اول و سمت راست دستوری است از شاهزاده حسام السلطنه قاجار و سردر دارای در چوبی منبت کاری است که به سوی پاکان ها و راهروی وسیع پشت آن باز می شود و در اثر تماس با آفتاب و سایر عوامل جوی بیشتر نقوش منبت و خطوط آن محو یا ریختگی پیدا کرده است و راهرو ورودی جنوبی از سطح کوچه پایینتر و با 10 پله به کف آن می رسند. دالان ورودی جنوبی از طریق پلکانی از یک سو به بام و از سوی دیگر به اطاق پشت آرامگاه شیخ نورالدین عبدالصمد و توسط راهروهای فرعی به شبستان بزرگ آرامگاه شیخ نورالدین عبدالصمد و توسط راهروهای فرعی به شبستان بزرگ آرامگاه شیخ عبدالصمد و حیاط مسجد و حیاط خلوت اتصال دارد. 
صحن مسجد فضای مربعی شکل به طول60 / 41متر که در چهار سوی آن چهار ایوان بزرگ شبستان های بزرگ و کوچک و راهروهایی چند بنا گردیده است. 
در میان فضای گودی است که با هشت پله وسیع به کنار قنات آبی پایان می گیرد که نه تنها آب مورد نیاز ساکنین پیرامون مسجد را در سابق تأمین می نمود بلکه با وجود پیدایش و گسترش شبکه آب لوله کشی هنوز نیز آب این قنات جهت آشامیدن مورد استفاده می گیرد. ایوان های مسجد دارای طول و عرض مساوی نبوده و این اختلافات بستگی به موقعیت آن ها در طرح بنا دارد. 

مناره مسجد

مناره بلند و زیبای مسجد به واسطه سبک جالب و تزئینات کاشی به ویژه کتیبه فیروزه ای آن بسی ارزشمند و قابل توجه می باشد. این مناره که به ارتفاع 02 / 73 متر (تا سطح بام) و محیط متر و دارای 811 پله مارپیچی است که مابین در سفید مسجد و سردر کبود خانقاه بنا شده است و به وسیله شبستان طاق داری که سطحش با آرامگاه شیخ عبدالصمد مساوی است به سایر بناها متصل گردیده است. این شبستان در اواخر قرن چهارم هجری (4) بنا شده است. 
چون محور آرامگاه نسبت به مسجد انحراف داشته است برای اینکه بتوانند پله های ورودی بام را که از جهتی پله های مناره نیز محسوب می گردد بسازند ناچار شبستان منحرف شده است. مهمترین زیبایی آن در رنگ آمیزی است مخصوصا در وسط این ابنیه یعنی در روی تنه منار کتیبه تاریخی قشنگی به خط ثلث برجسته بر قطعه ای از کاشی فیروزه ای نقش بسته است. (5) در انتهای ایوان جنوبی دو ورودی تعبیه که ایوان را به شبستان آن متصل می کند. این شبستان هشت ضلعی که گنبدی آجری بر آن استوار گردیده جزئی از مجموعه احداثی دوره ایلخانان مغول است. 
سازمان ملی حفاظت آثار باستانی دفتر فنی استان اصفهان در گزارش (6) خود گنبد آجری مسجد جامع چنین آورده است. 
درباره گنبد آجری بزرگ مسجد جامع نطنز به دو موضوع بسیار مهم اشاره می شود. 
1- این گنبد در سال 983 هجری بنا شده است و قدیمی ترین گنبد تاریخ دار در منطقه به شمار می آید. 
2- اینکه به احتمال زیاد گنبد دارای رواقی بوده است که اطراف آن داشته است و ساختمان گنبد و رواق به صورت منفرد بنا گشته است. 

آرامگاه شیخ عبدالصمد 

در سمت غرب دهلیز ورودی در چوبی نوسازی به چشم می خورد که حدفاصل راهرو و شبستان نوسازی است که بر خرابه های پشت سر در خانقاه بنا گردیده است. پس از ورود به شبستان مذکور در سمت چپ در چوبی مشبکی است که در پشت آن آرامگاه شیخ عبدالصمد عارف بلند یا قرن هفتم هجری قرار دارد. 
آرامگاه شیخ مکانی مربع شکل به اضلاع 09 / 5 متر با چهار طاقچه عمیق مستطیلی با عرض 41 / 2 و عمق 86 / 0 متر در چهار سمت بر محور بنا و طاقچه های کم عمق کوتاه و مستطیلی در مجاورت زوایاست. قسمت پایین تر دیوار از کاشی به ارتفاع حدود 5 / 1 متر پوشانده که اکنون جز تعدادی کاشی ساده چیز دیگری به جای نمانده است. با توجه به شکل جای کاشی ها معلوم می گردد که آن ها ستاره ای شکل بوده و به گفته پروفسور گدار ازاره مقبره پوششی از ستاره شکل با تلالو فلزی داشته که یک در میان کاشی فیروزه فام ساده در آن بکار برده بوده اند. (7) 
از نکات فنی قابل توجه این آرامگاه که به سال 707 هجری قمری پایان گرفته است متوازی نبودن محور اصلی بقعه با محور مسجد است که در حدود ده درجه انحراف دارد و به گفته پروفسور گدار این انحراف به قدری است که نمی توان آن را منسوب به اشتباه طرح ریزی دانست. از آنجا که هیچ سبب مادی نمی توان برای وقوع این انحراف غیر طبیعی یافت باید تصور کنیم که قبله شناسی در آغاز ساختمان مسجد با قبله شناسی در موقع بنای مقبره متفاوت بوده است. بعلاوه برای دخول به مقبره مذکور باید از مدخلی کج و معوج و تنگ گذشت. 
در مقابل جای محراب کاشی ضریح چوبی مشبک نسبتا بلندی قبر شیخ عبدالصمد را احاطه کرده که بر پیشانی شمالی آن کتیبه ای درج گردیده است (8) . روی قبر برجسته شیخ الصمد را پوششی از کاشی های خشتی فراگرفته که تعدادی از آن ریختگی پیدا کرده است. بر لوح سنگی نصب شده در سمت بالای قبر به خط نستعلیق برجسته کنده کاری شده است: «هوالغفور الرحیم الرحمن» و در ذیل آن صلوات چهارده معصوم. 

خانقاه شیخ عبدالصمد

زیباترین بخش مجموعه را سردری با پوشش کاشی داری نقوش و طرح های گوناگون به نام سردر خانقاه تشکیل می دهد و چنین به نظر می رسد که پس از ساختن مسجد به سال 407 و بقعه شیخ عبدالصمد به سال 707 کار بنایی را ادامه و به ساختن خانقاهی پرداخته اند که متأسفانه جز درگاه با سردری که به ساختمان مسجد اتصال دارد اثر دیگری از آن بجای نمانده است که این سردر از آجر ساده ساخته شده و در بعضی قسمت ها کاشی با لعاب فیروزه و لاجورد به کار برده اند و نمونه زیبایی از بناهای کبود رنگ دوره مغولی است. کتیبه بزرگی به عرض 54 سانتی متر به خط ریحان دارد که بطور برجسته بر متن کاشی های فیروزه ای به دور درگاه می گردد. 

نقش کاشی های مناره و کتیبه پایه آن

1- مناره داری نقش لوزی از کاشی معقلی است که تمام سطح بدنه مناره با استثنای کتیبه های کمربندی و نعلبکی های اول و دوم را فراگرفته است.
2- نعلبکی نخستین دارای نقش مقرنس نیم کاسه و نعلبکی انتهایی که با فاصله ای محاط در نعلبکی نخستین است نیز دارای نقش مقرنس است. (9) 
3- پشت نعلهای طاق نمای حاوی کتیبه مناره نقش ش و چهار ضلعی (10) 
4- زیر کتیبه صدیق اکرم نقش سوسن. 
5- حاشیه کمربندی که زیر نقش سوسن تا بالای کتیبه صدیق اکرم یعنی لبه نمای هلالی را احاطه نموده نقش چهار لنگ گردان (11) 
6- زیر کتیبه کمربندی که به صورت لچکی یا پشت بغل است نقش شش و تکه (12)
7- ذیل لچکی های فوق که طرح درگاهی را جلوه گر ساخته و دو لوحه کاشی یکی به مضمون امیرکبیر جلال الدین عبداله عزه اله و دیگری بمساعی ........ اللهم کمال الدین محمد جزاء الله خیرا در متن آن جاسازی شده نقش شش و طبل 
8- دو ستون کاشی استوانه مانند طرفین کتیبه کمربندی، نقش هشت و طبل چهار لنگه دار
9- سر ستون های دو ستون فوق الذکر نقش طرح سرمه دان
این سر ستون ها علاوه بر نقش طرح سرمه دان در بخش بالای یخی آن سه کلمه الله و در ذیل یخی در طرفین دو کلمه علی و در وسط کلمه محمد به چشم می خورد. 

تزئینات بناهای مجموعه مسجد جامع و آرامگاه شیخ عبدالصمد

مسجد و آرامگاه شیخ الصمد که به فاصله زمانی کمی (407 و 707 هجری قمری) ساخته شده اند. با تمام عظمتی که واجد آن می باشند تماما از گچ اندود شده اند و فاقد هر گونه تزئینات کاشی کاری می باشند و تزئینات آن ها منحصر به تعدادی نوشته روی گچ و یا گچ بری ها می باشد و در حال آن که قسمت بیرونی این مجموعه یعنی سردر خانقاه و مناره و پایه آن که در فاصله سالهای 617 تا 527 ساخته شده اند. سراسر از آجر کاشی آن هم به طرز بدیع و شگفت انگیزی پوشیده شده است. در حال حاضر این بنای عظیم تاریخی احتیاج به حفظ و مرمت و احیا دارد. 

پی نوشتها :

1) مدیر امور فرهنگی
2) نوشته حسین بن محمد ابراهیم خان اصفهانی مشهور به تحصیلدار به سال 1294 هجری قمری - صفحه 644 نسخه موجود در کتابخانه کاخ گلستان
3) به نقل از جلد 13 فرهنگ ایران زمین صفحه 188
4) در زمان ابوجعفر علاالدوله کاکویه حاکم اصفهان کرده است.
5) کتاب آثار ایران جلد اول صفحه 38 (ترجمه رشید یاسمی)
6) گزارش سال 1353 هجری شمسی
7) جلد اول کتاب آثار ایران ترجمه رشید یاسمی صفحه 41
8) اکثر مورخین در گذشته شیخ نورالدین را سال 699 هجری قمری ذکر کرده اند
9) قطارهای نعلبکی اول و دوم مناره سال ها پیش بتدریج فروریخته بود و هر سال در اثر فرسایش و نفوذ آب باران و برف صدمه بیشتری می دید. ولی در سال 1356 توسط دفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی اصفهان مرمت گردید. 
10) shesh vatchahreh soli
11) tchaharlangeh garden
12) shesh vatokke
13) به نقل از گفته های آقای محمود ماهر النقش در روز یکشنبه 14 / 3 / 1357
14) کتاب میراث فرهنگی نطنز - اثر سید حسین اعظم واقفی

منابع: 
1- آثار ایران مقدمه درباره نطنز نقل از رساله پایان نامه دکتر سید مهدی غروی نطنزی صفحه 105
2- کتاب آثار تاریخی کاشان و نطنز تألیف آقای حسن نراقی
3- کتاب میراث فرهنگی نطنز تألیف سید حسین اعظم واقفی صفحه 51
4- جلد اول کتاب آثار ایران تألیف آندره گدار ترجمه رشید یاسمی
5- کتاب اصول عملی ساختمان نوشته محمود ماهر النقش
6- کتاب معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانیان نوشته دونالد ویلبر و ترجمه عبداله فریار
منبع: مجله ی فرهنگ اصفهان شماره 36

نویسنده:عباسعلی جهانبانی (1)
  نوشته: نطنزی  تاريخ نگارش: شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٩ ساعت: ٢:٤٧ ‎ب.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
تولید 82 تن گوشت ماهی و 300 هزار قطعه بچه ماهی زینتی در نطنز
 

عسگری گفت: در سال گذشته 82 تن گوشت ماهی و 300 هزار قطعه بچه ماهی زینتی در شهرستان نطنز تولید شد.

به گزارش موج از اصفهان، کارشناس امور دام جهاد کشاورزی شهرستان اظهار داشت: بیش از 47 تن گوشت انواع ماهی های سرد آبی در پنج استخر با حجم 11هزارمترمربع و بیش از 35 تن ماهی گرمابی در 15 استخر پرورش ماهی در شهرستان نطنز تولید و به بازار مصرف عرضه شده است.
عسگری افزود: در صورت ماهیدار شدن تمام استخرهای موجود در شهرستان با حجم بیش از 76هزار مترمربع شهرستان نطنز ظرفیت تولید 130هزار قطعه ماهی گوشتی گرمابی و سردآبی با تولید بیش از 150 تن را دارا می باشد.
وی یادآور شد: سال گذشته از 2 استخر پرورش ماهیان زینتی به حجم چهار هزار و 100 متر مربع استفاده شده که بیشتر از 300هزار قطعه ماهی زینتی تولید و به بازار عرضه شد.
گفتنی است شهرستان نطنز به دلیل تنوع آب و هوایی ظرفیت تولید انواع ماهی های گرمابی در بخش امامزاده آقاعلی عباس(ع)و ماهیان سردآبی در بخش مرکزی را دارا می باشد.
منبع:نطنز ٢٠٠۶

  نوشته: نطنزی  تاريخ نگارش: شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۸ ساعت: ٥:٠۳ ‎ق.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
نطنز (۱)
 

جغرافيا

همانطور که اولین آبادی یا تمدن بشر در کنار رودخانه ها شکل و حیات یافت(بمانند تمدن سومر دربین النهرین،مصر نیل،عیلام کارون،هند سند و چین یانگ تسه)آبادیهای(روستاهای)نطنز نیز در پنج بلوک تشکیل یافته که این بلوکات یا همان رودخانه ها همگی تامین حوزه آبریزی خود را از مجموع کوه های کرکس بدست آورده که بشرح ذیل میباشد:

بـرز رود  : از روستای معروف ابیانه آغاز و بترتیب طره ، برز ، کمجان ، یارند ، هنجن

چیمه رود:شامل روستاهای بیدهند(بیدتند)،فریزهند(فریزند)،تکیه سادات،چیمه،ولوگرد،هنجن

طرق رود :شامل روستاهای کشه،طار،یحیی آباد،طرق،مزده،نیه،ربط سنگ،رحمت آباد،حسن آباد،تاج آباد،ابیازن،میلاگرد ' . ` , ` ` , ` .` , اسپدان،نسران

باد رود :متین آباد،فمی،ده آباد،خالدآباد،آقاعلی عباس،باد،اریسمان،خداوندآباد،قلعه گوشه

بلوک مرکزی:از دو روستای اوره و تامه سرچشمه گرفته و به قصبه مرکزی وارد شده که از آنجا روستاهای پیرامون قصبه مرکزی به دو مسیر منتهی گشته یک مسیر به سمت بادرود شامل روستاهای جاریان،خفر، کندس،دستگرد،جزن،حل آباد و مسیر دیگر که امروزه پیوسته بهمان خیابان اصلی و قدیمی نطنز میباشد شامل روستاهای رهن،,وشوشاد،افوشته،اوشته،مزیدآباد،سرشک میباشد که هرکدام از این محلها دارای ابنیه تاریخی میبوده که در قسمت جاذبه های تاریخی بدان پرداخته میشود.


همچنین رودخانه ای در بخش شمالی کوه های کرکس میباشد بنام "لاکژ" که روستای صالح آباد(نی نی) و مزارع لاکژ و عباس آباد و احمد آباد و همچنین کالیجان مشرب از آن می باشند.


توضیحات : بخش غربی کوه های کرکس دارای رودخانه ای بنام سٌه رود میباشد که شامل روستاهای:سٌه،بیدشک، دهلر،کلهرود میبوده که بعلت بٌعدمسافت با مرکز اداری نطنز به شهرستان میمه ضمیمه گردیده.

  • آب وهوا:

مناطق نطنز بعلت ساختار اقلیمی دارای چندین نوع وضعیت آب و هوائیست ،یعنی شامل معتدل کوهستانی و کوهپایه ای و دشت و کویری می باشد، که در نتیجه روستاهای مشرف به دامنه قله های کرکس دارای آب و هوای خنک و معتدل کوهستانی است.خود مرکز شهرستان نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه ایست ،و روستاهای واقع در بخشهای بادرود دارای آب و هوای خشک و گرم می باشد،بطوری که با کشت باصطلاح زمستانه اولین میوه های نوبرانه به بازار تهران روانه میشود ، مانند سیفیجات یعنی میوه های بوته ای، همچنین در قسمتی از این نواحی درخت نخل خرما نیز قابل حصول بوده،حوزه بخش کویری نطنز همین منطقه بادرود می باشد ، و اما روستاهای واقع در دامنه قله مرتفع کرکس که به ارتفاع حدوداً 4000 متر میباشد آب و هوای سردی داشته مانند روستای بیتند(بیدهند) و تامه، چرا که در قسمتهای از قله کرکس تا فصل تابستان برف موجود بوده ، تامین آب دو روستای یاد شده از برف زمستانی میباشد ، سایر روستاهای واقع در قسمتهای کوهستانی کرکس دارای آب وهوای معتدل کوهستانیست ، گیاهان طبیعی در این قسمت مانند زیره و حتی زرشک کوهی می باشد. گیاه "گون" که کتیرا حاصله از این گیاه می باشد به فراوانی یافت میگردد ، "اسپندانه" یکی از بوته های است که در کوهپایه و دشتها بفراوانی یافت شده، به غیر از بو دادن اسپند در مراسم ، اهالی روستاها از قدیم با آن شمایلی خاص درست کرده که طبق رسوم گذشتگان در اغلب خانه های روستائیان بر سر در و دیوار اتاقها موجود است ،این شمایلها ساخته شده بسته به ذوق و هنروری دارای طرحهای زیبائی بوده. کشتهای اهم گندم ، سیقیجات ، پنبه ، و پرورش میوه های درختی می باشد که از گذشته دیر مردان نطنزی در باغ داری و پرورش گل شهرت می داشتند ، گلابی نطنز یکی از تفحه های آن دیار است ، ابریشم کشی یا نوغان یکی از کارهای موجود در نطنز میبود که وجود ساختمان قدیمی نوغان نطنز موید این موضوع می باشد ، تاسیس ادره نوغان نطنز مربوط به سال ۲ ۱ ۳ ۱ شمسی است .

  نوشته: نطنز   تاريخ نگارش: یکشنبه ۳ دی ،۱۳۸٥ ساعت: ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
درخواست
 

یک مولف نطنزی  به منظور چاپ کتابی با مضمون اخلاقی-اجتماعی  به نام ( جوانان و کیمیای سعادت) برای روی جلد آن به عکس جوانی حدود 20 تا 30  ساله  که حاضر باشد بخشی از هزینه چاپ کتاب را نیز تقبل نماید نیاز دارد .
متقاضیان به مدیریت وبلاگ ایمیل ارسال نمایند.

  نوشته: نطنز   تاريخ نگارش: چهارشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٥ ساعت: ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ
پيام‌هاى ديگران  لينك برگشت به ابتدا
 
 [ خانـه |  آرشيو مطالب |  پست الكترونيك ]